چه دليلي از قرآن كريم براي عزاداري وجود دارد؟
ـ در قرآن كريم آياتي وجود دارد كه موضوع تعظيم شعائر را نشانه تقواي
قلب دانسته است، (حج/32). علاوه براين، ياد بزرگان و مجاهدان راه خدا مورد
توجه قرار گرفته است (مريم/41) و ( آل عمران/146). و از كساني كه به ناحق
كشته شدند ياد شده كه به خاطر ايمان به خدا به شهادت رسيدند (تكوير/8-9) و
(بروج4-8).
موضوع عزاداري براي امام حسين (ع) نيز داراي اين جهات مختلف است. هم
تعظيم شعائر است، هم يادي از مجاهدان است و هم روشن ميشود كه به جهت ايمان
به خدا آن حضرت تسليم دشمنان اسلام نشد. دست آخر اين كه عزاداري براي امام
حسين مزد رسالت است (قُل لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا
الْمَوَدَّهَ فِي الْقُرْبَي. شوري/23).
در مورد نذري دادن براي امام حسين (ع) نيز حديثي در بحارالانوار (44/
287) مبني بر تأئيد اين عمل وجود دارد؛ قال علي (ع): «انّالله اختارنا
واختار لنا شيعه ينصروننا و يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و يبذلون
أموالهم و أنفسهم فينا اولئك منّا و الينا. » (همانا خداوند ما را برگزيد و
گروهي را براي ما برگزيد تا ياريمان كنند و به سبب شادي ما شاد باشند و به
خاطر حزن ما اندوهگين باشند و اموال و جان هايشان را در راه ما بذل كنند.
آنان از ما و به سوي ما هستند).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 16:12  توسط
|
عقاید بهائیت:
بیشتر عقاید بهائیت در محور بهاء الله است كه در اینجا به چند نمونه اشاره می كنیم:
1. شناخت: اولین چیزی كه بر بندگان واجب شده است شناخت محل تابش وحی و طلوع امرالله است، یعنی معرفت به میرزا حسینعلی بهاء الله كه در اثر این شناخت اعمال قبول می شود.
2. بهاء الله همان خداست و پس از او شوقی افندی خدا شد.
3. بهاء مژده انبیاء گذشته و باب است، یعنی سید علی محمد شیرازی باب فقط مژده رسان بهاء الله بود و با آمدن او قیامت نزدیك می شود.
4. اسماء، صفات و افعالی كه برای خداوند تبارك و تعالی ذكر می شود رموزی است برای اشخاصی كه آنها مظهر الله هستند(یعنی خدا در آنها ظهور كرده است) و گرنه خداوند، اسماء و صفات و افعال ندارد.
5. بهاء الله، احد و واحد است و شریكی در ملك برای او نیست، چرا كه خداوند در او ظهور كرده است و این ظهور برای شناخت بیشتر خداوند است كه در حجاب غیب از نظرها پوشیده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 16:19  توسط
|
وقتی در قرن 13 هجری قمری شخصی به نام علی محمد شیرازی ادعای نیابت و باب امام زمان(ع) را كرد، با حمایت مستقیم كشورهای سلطه طلب توانست بین مردم ایران اختلاف اندازد و بر پایه همین حمایت ها بود كه بعد ادعای مهدویت و سپس نبوت كرد و در آخر ادعا نمود كه او خدا است و خداوند در او ظهور كرده و دورة دین اسلام به پایان رسیده است و در نهایت بر اثر واكنش علمای اسلام، در سال 1266 قمری در تبریز اعدام گردید و بعد از او میرزا حسینعلی ملقب به بهاء الله ادعای جانشینی او را كرد و گفت منم خدای عزیز كه باب مژده آمدنم را داده بود و در كتاب هایی كه نازل كرد تنها مقداری از احكام باب را نسخ كرد و پس از او پسرش عباس معروف به عبدالبها جانشین او شد.[1]
در این نوشته قبل از بیان عقاید و احكام بهائیت اشاره ای خیلی كوتاه به حمایت های بیگانه گان از این فرقه می كنیم:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 16:44  توسط
|
همواره خطر صهیونیست جهانی را گوشزد نمودیم و فریادمان بلند است و البته باید چنین باشد. صهیونیست با اساس اسلام مخالف است و دشمن درجه یک مسلمین است. اما فرقه ضاله ای که خطری شاید بدتر از صهیونیست دارد در درون این خاک نضجی دوباره یافته است . این فرقه چون موری بر سنگ صاف در دل شب در حال حرکت است و جوانان ما را هدف گرفته است. خطر انها از حجتی ها هم بدتر است و متاسفانه حساسیت جامعه اسلامی گویا نسبت به این فرقه کاسته شده است.
بهائیت در حال نضج گرفتن است اگر چه شاید توفیق چندانی نیافته اند اما باید جنبش آنان را در نطفه خفه نمود.تسامح و تساهل با این فرقه ضاله به هیچ وجه به صلاح نیست. علمای اسلام اقدامی نمایند چرا که این ملحدین در حال عرض اندام می باشند. برای جامعه اسلامی زشت است که این گروه اقلیت با اتخاذ استراتژی حرکت در شب با چراغ خاموش به فعالیت می پردازند. اصل کلام در همین است که چرا آنان حرکت می کنند؟ نظام اسلامی چاره اندیشی کند و آنان که مطلعند مردم مسلمان را مطلع سازند. بهاییان یاد گرفته اند که با کسی کاری نداشته باشند و در هیچ فعالیت اجتماعی در حکومت اسلامی بصورت آشکار شرکت نکنند و خطر در اینجاست که مردم فکر می کنند آنها بی آزارند اما در واقع چنین نیست و تحرکات مخفی آنان مردم را منحرف می سازد.
در آینده نسبت به زوایای تاریک بهاییت روشنگری خواهد شد بحول و قوه الهی
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 17:30  توسط
|
يا جابر ايكتفي من ينتحل التشيع ان يقول بحبنا اهل البيت .فوالله ما شيعتنا الا من اتقي الله و اطاعه و ما كانوا يعرفون الا باالتواضع و التخشع و الامانة و كثرة ذكرالله والصوم والصلاة و برا بالوالدين و التعاهد للجيران من الفقراء وأهل المسكنة والغارمين والايتام و صدق الحديث و تلاوة القران و كف الالسن عن الناس الا من خير .
يا جابر والله ما نتقرب إلي الله تبارك و تعالي الا بالطاعة و ما معنا براءة من النار و لا علي الله من حجة .
من كان لله مطيعا فهو لنا ولي و من كان لله عاصيا فهو لنا عدو و ما تنال ولايتنا الا بالعمل و والورع.
اي جابر آيا كفايت مي كند كسي كه وارد تشيع مي شود اينكه فقط بگويد من اهل بيت را دوست دارم ؟
پس به والله قسم كه شيعه ما نيست مگر كسي كه تقواي الهي داشته باشد و خداوند را اطاعت كند و اينها شناخته نمي شوند مگر به داشتن تواضع و خشوع واينكه اهل امانت باشند و زياد ذكر خدا بگويند و روزه داشته باشند و از نمازگزاران باشند و به پدر و مادرشان نيكي كنند. و نسبت به همسايگان فقير و مسكينان و بدهكاران و ايتام تعهد داشته باشند و راستگو باشند و قران تلاوت كنند و زبانشان جز به نيكي از مردم نگه دارند.
اي جابر به خدا قسم كه ما هم نزديكي و تقرب به خداي تبارك و تعالي پيدا نكرده ايم مگر بواسطه اطاعت از او و ما هم برائتي از آتش نداريم( آتش جهنم از ما هم دوري نمي كرد اگر طاعت خداوند را بجا نمي آورديم)و هيچ كس هم عليه خداوند حجتي ندارد.
هر كس براي خدا مطيع باشد پس او دوست ماست و هر كس معصيت خداوند را نمايد پس او دشمن ماستو به ولايت ما نمي رسي (و نمي رسند ) مگر بواسطه عمل و ورع.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 12:11  توسط
|
صدای زنگ کاروان بگوش می رسد. به منزل ثعلبه نزدیک شده است که خبر می رسد مسلم را به شهادت رسانده اند. زیر لب استرجاع می گوید . دختران مسلم را فرا می خواند دست نوازش چنان بر روی دختر خردسال مسلم می کشد که دختر از نحوه نوازش مولا می فهمد که یتیمه شده است. می گوید آقاجان این گونه نوازش شما حکایت یتیم شدن مرا بازگو می کند آیا من یتیم شده ام؟ اشک ابی عبدالله جواب سوال دخترک است اما روزها می گذرد و عاشورا دخترک نازدانه حسین به نزد پدر می رود .پدرجان یادت می آید که آن روز دختر مسلم را فرا خواندی طوری بر سر او دست نوازش کشیدی که فهمید یتیم شده است اکنون وقت آن فرا رسیده که مثل آن روز بر سر من دست یتیم نواز خود را بکشی و چنین شد ...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 17:10  توسط
|
رضوي نام کوهي است در هفت فرسخي مدينه، نزديک شهر ينبع. اين کوه به عنوان يکي از پناه گاههاي حضرت مهدي(ع) در روايات مطرح شده است. عبدالاعلي ميگويد: با امام صادق(ع) هم سفر بوديم، چون به منزل روحا فرود آمديم، حضرت به کوهي که مشرف بر آن جا بود، نگاه کرد و فرمود: اين کوه را رضوي ميگويند و پناهگاه حضرت مهدي (ع) خواهد بود.(بحار الانوار، ج 52، ص 153)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 14:55  توسط
|